سلوووووم!

جدی جدی عید داره میادا!

یه کم ذهنم اشفته س چراشو نمیدونم,چرا میدونم.....

به خودم الکی تلقین میکنم که خوبم ولی خب چندروزه خوب نیستم

تو اون سفر بدبخت تر از خودم زیاد دیدم ولی هنوز دلم اروم نیست,همش خواب اون عمومو میبینم

که شب نامزدیم باهاش دعواکردیم همش خواب میبینم بهم تو خواب فحش میده

چندبارم دیدم که محکم گردنمو گرفته.....

بهنامم دیگه هیچ خبری ازش نیست...

یعنی الان تو اون خونه خوشحاله؟؟؟؟

مثل من نیست وقتی اون خونه رو داشتم؟

دلش واسم تنگ نشده؟

دل من تنگ نشده.....