سلام

باز داره بارون میاد 

امروز سنگم از اسمون بیاد من باید برم و واسه بهیارمون پارچه بخرم

3 ماهه داره میگه واسش پارچه بگیرم و مانتو شلوار اداری بدوزم من هی امروز و فردا میکنم

دیروز دیگه گفت شیفت بعد حتما واسم پارچه بگیر شادی

نگیری حسابتو میرسم...

شایان دوروز بعد عملش مرخص شد

الان خونه ست حالش بهتره ولی حال ما خوب نیس دکترش گفته دوتا غده تو ریه ش

هس یک ماه دیگه باید ید درمانی بشه که اگه ید رو اون غده ها تاثیر نذاره باید شیمی درمانی

بشه واگه شیمی درمانی بشه فقط 30 درصد احتمال درمانش هست....

امیدمون به خداست

خدا مواظب شایانه...

خودمم خوب نیستم پریروز روز سختی رو سرکار گذروندم

بچه های اتاقمو تو اتاقای دیگه پخش کردن واتاق منوخالی کردن الان سه تا مادر یار اون اتاق که یکیشون

من باشم و میزارن تو اتاقای بخشای دیگه جای اونا که مرخصی رفتن...

واقعا سخته هر شیفت باید یه جا باشیم,نمیدونم قراره تکلیف ما چی بشه ولی رفتم سراغ

مسوول پرستاری و ازش پرسیدم گفت نگران نباش تا سرماه  یه جای ثابت میزاریمت.

تازگیا ادم بدی شدم

من نمیخوام بد باشم

نمیدونم چرا خدامنو فراموش کرده...