سلوم

اقا عیدتون مبارک

ایشالا  امسال سال خیلی خیلی خیلی خوبی برای همه باشه

ایشالا امسال خوشیاتون هزاااار برابر غماتون باشه

بابا چهارشنبه سوری اومد خونه

از وقتی اومده همه چی پراز ناراحتیه

خودش خیلی بهم ریخته س

ماهم داغونیم

باز پرس گفته بعد از عید حکمومیدم گفته بهت نیابت میدم بری اونو

دستگیر کنی یا بهت ده سال حبس میدم با 30تومن جریمه...

اوضاع خیلی بده

الکی الکی بدبخت شدیم رفت پی کارش

فعلا امیدمون به خداست

تا اینجا کمک کرده بعدشم کمک میکنه

این چندروز روزای خیییلی خییلی پرکاری برامون بود  شب

قبل از سال تحویل  تا ساعت 2 نصفه شب کار کردیم صبحشم از 6

رفتیم مغازه تا یه ربع به سال تحویل داشتیم کار میکردیم و سفارش تحویل

میدادیم باورتون نمیشه ما از 6 صبح تا 1 ظهر 11 دست لباس تحویل دادیم

اونم نه کارای راحتی  مانتوهای مجلسی و پیراهنای سنگین

لحظه سال تحویل بدو بدو رفتیم بالا و نشستیم

چقدر امسال من دلم گرفته بود چقدر حالم بد بود

هیچوقت لحظه ای که سال تحویل میشد و دوست نداشتم همیشه از روبوسی

اون لحظه بدم میومد امسال ولی نه

لحظه ای که سال تحویل شد میخواستم گریه کنم وقتی روبوسی کردیم یه

غم بزرگ نشست تو دلم گفتم شاید سال دیگه کنارهم نباشیم....

ماشین که نداریم کلا خونه ایم داشتیمم جایی نداشتیم بریم

فقط سه تاخاله هام بودن و پسر عمه م که اونم امسال نمیتونیم بریم

دیروز با سونیا رفتیم شهریار کلی گشتیم بعدشم رفتیم امامزاده اسماعیل

چادر عروسم رو برده بودم  دادم بزارن اونجا

خیلی وقت بود میخواستم ببرمش

رفتیم تو حرم یه ساعت نشستیم بعدشم رفتیم پیتزا گرفتیم و رفتیم پارک کودک

پارکی که توش کلی خاطرات تلخ دارم

سونیا گفت بریم دیگه گفتم گناه داره بزار هرجا دوست داره ببرمش رفتیم نشستیم تو پارک

یه کمم تو پارک قدم زدیم و دوتاهم ازایناکلیک خریدیم

خیلی نازن!

امروزم قرار بود خاله عزیزم که بعداز جداییم کلی خوشحال بود

و کلی پشتم حرف زد بیاد خونمون

گفتم من میرم مغازه م وقتی رفتن برمیگردم

طفلکی مامان

لحظه ای که میخواستم از در خونه برم بیرون نگاهش یه جوری بود

اون لحظه گفتم تو خیلی خودخواهی

حس میکردم بدترین ادم دنیام

ولی منم ادم منم دلم شکسته منم حق دارم زندگی کنم و اگه

دوست نداشتم کسیو ببینم نبینمش

رفتم مغازه م و واسه مامان یه مانتو دوختم و وقتی خاله اینا رفتن

برگشتم خونه

مانتوشو پوشید خیلی خوشش اومد فقط 10 سانت بلند بود

که اونم فردا کوتاه میکنم

بعدشم خوابیدم

ساعت ده هم بیدارشدم شام خوردیم و الانم طفلک مامان از پادرد

به زور خوابیده اقا شایان مایه افتخار هم حمومه

اوووف از شایان بهتره چیزی نگم

امسال چندتا قول به خودم دادم

اولیش اینه که میخوام دیگه از بهنام حرف نزنم کلا اسمشو نیارم

باید کلا حذف شه

دومیش اینه که سعی میکنم بایه ادم جدید اشنا شم

میخوام سعی کنم به همه چیز ساده تر نگاه کنم

 کمتر غر بزنم

کمتر بداخلاق باشم

 دیگه همینا

ایشالا که همینارو بتونم انجام بدم!😋😋😋

و دراخر از دوستایی که تو پست قبلی کامنت گذاشته بودن و رمز خواسته بودن

معذرت مخوام که کامنتارو دیر جواب دادم

سالتون پر از عشق❤️❤️❤️❤️❤️