اشتباهات بی پایان من

زندگی یه دختر مغرور

امار عجیییب!!!!!

سلوووم

اقا امروز دوساعت مرخصی گرفتم واسه یه کار واجب!!!!

اقای ص اینقدر غر زدتا مرخصی داد,داشتم حاضرمیشدم که دست همون دختره که شبیه خواهر بهنام 

رفت زیر چرخ!

اقا چنان گریه ای میکرد که نگو!بردتش بیمارستان امپول کزازم بهش زدن!من۲۰۰۰دفعه دستم زیر چرخ

رفته اندازه این دختره کولی بازی درنیاوردم والا!

خلاصه که من رفتم مرخصی برگشتنی هم یه اسپری خریدم که خییلی خوشبوعه,

میخواستن امروز تاهشت اضافه کاری نگهمون دارن که راس ساعت۶برق رفت!!خخخخخ!

دست اقای ص هم رفت زیر قیچی برقی و وحشتناک بریدا,کلا امروز روز خطرناکی بود !اقای ص چون خیلی با

بچه ها خوبه همه دوستش دارن اصن خیلی ناراحت شدن همه واسه دستش.

خلاصه که برق که رفت مارو فرستادن خونه ولی فردا صددرصد تاهشت هستیم! :-(

برگشتنی هم مرتضی رو دیدم ,رفتم خونه پیام داد,که دیدمت میخواستم حالتو بپرسم منم فرستادم

ممنون خوبم!اقا اصن انتظار همچین رفتاری رو از من نداشت کلا! 

دیگه اومدمم خونه خوابیدم تا الان!!!!

راستی قضیه این امار دیروز من چیه اینقدر یهو امارم رفته بالا؟؟؟


shadi ..
ناشناس
خخخخ
شیطنت داره از کلمه کلمه حرفات میباره

سلووووم دوست ناشناس!!!
خیییلی تابلو بود؟؟

معصوم

خب خدا رو شکر که حالت بهتره ، زنگ و روی وبلاگ هم که عوض شده اینم خودش یه خبر خوشه ، حالا باید ببینم اسن اسم اشتباهات بی پایان من کی عوض میشه به (خوشبختی بی پایان)

داداشتم که افتاده تهران ، خوب واقعا این همه لطف خدا یعنی اینکه خدا خیلی دوستت داره ، منم وسیله بودم عشقم ... انشاله که همیشه شاد و خوشبخت باشی

ایشالا!!!!!
اره خداروشکر تهران افتاد وگرنه مامان دق میکرد!
مرسی ازتو دوست من

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان