اشتباهات بی پایان من

من بی تفاوت نیستم

اقا اون کاری که میخواستم بکنم نشد 

یعنی سعیمو کردم ولی نشد....

وقتی فهمیدم‌نمیشه تو خیابون بغض داشت

خفه م میکرد دیدم هیچ جانمیشه گریه کرد رفتم نشستم بالای

سر یه قبر تو امامزاده تا تونستنم گریه کردم...

بعد یه ساعت گریه با چشمای پف کرده بلند شدم و 

دوباره شدم شادی که انگار هیچی براش مهم نیست

 

عیبی نداره

قسمت نبوده 

ایشالا که اتفاق های خوبی بیوفته برات

مرسی عزیزم

شاااادی سلاااام 

چطوری دختر ؟ گریه چرا ناراحتی چرا ؟

ببین من اومدم بعد یه سال دلم تنگته 

قربونت برم عزیزم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan