اشتباهات بی پایان من

من یه مادر مجردم....

ننه!!!

سلووووم

اقا جاتون خالیا!!!بدجورم خالی!

دیروز صبح قرار بود بریم یه سفر دو سه روزه که صبح خالم زنگید و گفت میخواییم

شام بیاییم اونجا که رفتن ما دیگه کنسل شد

از ساعت10 صبح شروع کردیم کارارو کردن تصمیم گرفتیم  شام فسنجون

خورشت هویج و کباب تابه ای درست کنیم منم بورانی و رولت قارچ و گوشت

درست کنم واسه پیش غذا واسه دسرم ژله دورنگ با موز درست کردم!

خیلی از این تجملات بدم میاد یعنی متنفرما که چی بشه مثلا چندمدل غذا درست میکنن

ادم خجالت میکشه دیگه مهمونی بره

ولی کلا فک وفامیل ما اینجورین مامانمم مثلشون!

خلاصه داشتیم کارای شامو میکردیم که دیدیم یکی دستشو گذاشته رو زنگ نگاه کردیم

دیدیم بابام دراز به دارز کف کوچه افتاده یه اقاهه دیده بود در خونه مارو زده بود

خدا بهمون رحم کرد باز قلب بابا داره اذیتش میکنه میخواسته بیاد در خونه رو

بزنه سوییچ ماشینشو بگیره که حالش بد شده بود افتاده بود

حالشم که بد میشه دیگه نمیتونه تکون بخوره نگو 10 دقیقه بوده افتاده بود کوچه خلوت

بوده کسی نفهمیده بود ماهم که تو خونه بودیم دیگه مغازه رو بستیم بابارو اوردیم

بالا قرصاشو خورد رفت گرفت خوابید ,حالشم واقعا بدبودا مثل قبل شده بود

دکترم نمیاد ببریمش چون کاری واسش نمیکنن فقط میگن برو منتظر باش واست قلب

پیدا شه.

دیگه غروب بیدار شد اومد پایین خدارو شکر حالش  خوب بود,د یگه مهمونا اومدنو رفتن

منم صبح زود بیدار شدم ولی ساعت 10 گرفتم خوابیدم ساعت12ونیم بود که معصومه

که واستون گفتم شلمچه باهم رفتیم بهم زنگ زد و گفت ساعت3

همگی میخواییم بریم خونه ننه!!!

ننه یه خانم پیری بود که مادر شهیدم بود و تو محل ما زندگی میکرد ماتو شلمچه

باهاش اشنا شدیم!

خلاصه که من بدو بدو رفتم حموم و ساعت 3 قرار گذاشتیم همه رفتیم اونجا همه

یعنی اون دخترایی که تو شلمچه باهم اشنا شدیم!!1

کلا 6نفرشدیم!

رفتیم اینقدر خووووش گذشت که حد نداره!!!بنده خدا ننه خیلی خوشحال شد کلی باهم

عکس انداختیم !!دیگه ساعت5 برگشتیم .

منم گرفتم خوابیدم تا الان!!!!

فردا شبم قراره بریم خونه اون یکی خاله م!

من دیگه برم الان سونیا خودشو میکشه!میخواد بیاد تو اتاق من بهش گفتم فعلا نیا!

 

shadi ..
امیرحسین

 

وای یادم پدربزرگم افتادممممممم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان