سلووم

همه چی ارومه و به جز کابوسای شبونه فعلا مشکلی نیست!

بدجور ازفروختن طلاها پشیمونم  نه به خاطر بهنام,به خاطرخودم...

کابوسا ولم نمیکنن,اینکه دیگه بهنام دوستم نداره هم  داره ازارم میده....

من باید همه چیزو درست کنم باید بتونم خودمو  از اول بسازم,

باید بتونم ولی نمیدونم چه طوری....

یه دوست هم کامنت گذاشته و محض سوزش  دل ما قیمت امروز طلارو یاداور شده!

من واقعا تو فکر پولش نیستم, درد من یه چیزی بیشتر از

این حرفاست....