اقا سلووم 

ساعت یه ربع به سه نصفه شبه و من خوابم نمیاد

مرتضی ساعت ۱۱ ونیم خوابید و منم ازاونموقع دارم  تو اینترنت میچرخم!

با مرتضی پریشب اشتی کردم!

یه بازی دانلود کردم که چندسال پیش تو کامپیوتر داشتیمش,خیلی باحاله

۴بازمانده!

۴نفر تو یه شهر پر از زامبی!

خلاصه اونو دانلود کردم و ساعت ۱۲شب نشستم سر بازی و یهودیدم

ساعت شده۳و گوشیم داره زنگ میخوره,مرتضی بود!

یه صدای خوابالو !

میگم بعععله؟

میگه بیا اشتی کن!

میگم نه  من قهرم اشتی هم نمیکنم

میگه خب بگو چیکار کنم اشتی کنی؟

میگم  بگو ببخشید عزیزم  ,دیگه پسر خوبی میشم ,سرتم داد نمیزنم!

میگم چیه حالا ساعت ۳نصفه شب  زنگ زدی منت کشی؟

میگه خوابتو  دیدم ,داشتیم باهم قلیون میکشیدیم!

خلاصه که با دوتا دوستت دارم و عشقم و عزیزم ,اشتی شدیم!